أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

42

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

گفت : بندگان خدا ! تقواى الهى را حفظ كنيد ، و به سوى فتنه تفرقه [ و جدايى ] سرعت مگيرند ، زيرا بواسطه اين دو ، مردها هلاك مىشوند و خون‌ها ريخته شده و اموال غصب مىگردد . . . من با كسى كه با من جنگ نكند نمىجنگم و به روى كسى كه رو به رويم نايستاده نمىايستم ، و به شما ستم نمىكنم ، و با شما سر جنگ ندارم ، و بىدليل و به تهمت و توهّم دستگيرتان نمىكنم ، ليكن اگر سينه‌تان را در برابرم قرار داده ، [ رو برويم ايستاديد ] و بيعتتان را شكسته و با امامتان مخالفت ورزيديد ، قسم به خدايى كه الهى جز او نيست تا زمانى كه قبضه شمشير دستم قرار دارد با شما مىجنگم ، و لو اينكه احدى از شما ياريم نكند اما اميدوارم افراد حق‌شناس در ميانتان بيش از كسانى باشند كه باطل آنان را هلاك مىكند . عبد الله بن مسلم بن سعيد حضرمى [ يكى از هم‌پيمانان بنى اميه ] مقابل او ايستاد و گفت : وضعى كه مىبينى شايسته پاسخى جز ظلم نيست ، موضعى كه در قبال مسأله‌اى كه بين تو و دشمنت پيش آمده انتخاب كرده‌اى موضع افراد ضعيف است . نعمان بن بشير گفت : اگر در اطاعت خدا از ضعفا باشم نزد من محبوب‌تر از آنست كه در معصيت او جزو اقويا باشم ! بعد ، از منبر پائين آمد . [ ولى ] عبد الله بن مسلم از [ مسجد ] بيرون آمد و به يزيد بن معاويه نوشت : مسلم بن عقيل وارد كوفه شد ، شيعه براى حسين بن على با او بيعت كرده است . اگر كوفه را مىخواهى مرد نيرومندى را كه بتواند فرمانت را اجرا كند و همانند شما با دشمنانت رفتار نمايد به كوفه بفرست چرا كه نعمان بن بشير مرد ضعيفى است و خود را به ضعف و ناتوانى مىزند ! [ البته ] عمارة بن عقبه [ هم ] نامه‌اى مثل نامهء عبد الله بن مسلم به يزيد نوشته و [ بعد از آن ] عمر بن سعد بن أبى وقاص نامه‌اى شبيه اين به يزيد نوشت . « 1 »

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 : 356 و رك : ارشاد شيخ مفيد ، 2 : 41 و 42 و رك : تذكرة الخواص ، 244 ، كه اين قسمت را به اختصار نقل كرده است .